سفارش تبلیغ
صبا

جاده مه گرفته

روی دیوار کوچمون نوشته بود:اگر جوانی عاشق شد چه کند؟

من زیراون نوشتم باید صبرکند.

برای باردوم ازاونجا رد شدم ،زیرنوشته ام کسی نوشته
بود:اگرصبرنداشت چه کند؟

من با بی حوصلگی نوشتم :بمیرد.

بارسوم از ان جا عبور کردم انتظار داشتم زیر نوشته من نوشته
ای باشد. اما افسوس که خبرخودکشی دختر همسایه ام بود.



نوشته شده در یکشنبه 86 آذر 11ساعت ساعت 12:0 صبح توسط همرنگ دریا| نظر
طبقه بندی: شعر

دردادگاه عشق قسمم قلبم بود وکیلم دلم بود وحضارجمعی ازعاشقان ودلسوختگان ،قاضی نامم را بلند خواند وگناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد.محکوم شدن به تنهایی ومرگ. درکنارچوبه ی دار از من خواستند تااخرین خواسته ام رابگویم و من گفتم به توبگویند دوستت دارم...



نوشته شده در یکشنبه 86 آذر 11ساعت ساعت 12:0 صبح توسط همرنگ دریا| نظر بدهید
طبقه بندی: شعر

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Night Skin